دیروز میخواستیم با پریسا و همکلاسیهاش که مستند سازی میخونن بریم British Museum فیلم مستند ببینیم. که شانس از صبح یه طوفانی که گرفت که برقها قطع شد و قطارها دیگه کار نکردن. شدت طوفان اینقدر بود که چند تا کشته داد. تلویزیون که چپ شدن کامیونها رو تو بزرگراهها نشون میداد. بچه ها امروز میگفتن از دهه نود تا حالا همچین چیزی سابقه نداشته. ما هم که برق نداشتیم رفتیم خونه یکی از همکلاسیهای پریسا شام رو پلاس شدیم .بعدش هم رفتیم پاب یه خرده بحث اجتماعی کردیم. شب که برگشتیم خونه برق اومده بود. بعد از هفته ها من یه خرده بیخیال درسا شدم البته فقط یکی از پیپرها مونده که استادش واقعا لطف کرد و بهم دو هفته بیشتر مهلت داد.
...
رفتم کلاس یوگا ثبت نام کردم.کلی هیجان زده ام برم ببینم چطوریه؟شاید این بدن بیچاره یه جونی بگیره.
...
رفتم فیلم دژواوو هم دیدم که بدک نبود.
...
کلاسها هم رسما شروع شده. و امروز بحث کلاس درباره پسا ساختارگرایی بود و یک سوال مهم مطرح شد و او اینکه: تاریخ زنان یا تاریخ جنسیت؟ مسئله این است. جونم بالا اومد تا دو کلمه خواستم از نوشتار زنانه و سیالیت توی اون صحبت کنم. بیچاره استاده کلی سعی کرد بفهمه من چی میخوام بگم.
...
از همه دوستای خوبم که تولدم رو تبریک گفتن و بهم روحیه دادن ممنونم.
۱۳۸۵ دی ۲۹, جمعه
۱۳۸۵ دی ۲۵, دوشنبه
تولد
امشب به مناسبت تولدم تا صبح بیدار میمونم و کاغذهای سفید رو برای مشق های آخر ترم سیاه میکنم. شاید هم تو دلم گفتم تولد تولد تولدت مبارک، بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی. شاید هم بشینم حسرت سالهای پیش رو بخورم که با هم بودیم و با هم تولد میگرفتیم.روزهایی که کلی هیجان داشتم وقتی روز تولدم نزدیک میشد. با اینکه اولین ماه زمستون به دنیا اومدم هیچوقت اندازه امسال روز تولدم سرد نبود.ولی باز هم بد نیست یه بهانه ای باشه واسه آرزو کردن.آرزو میکنم که آرزوم براورده شه.
خودمونیم. چقدر چرت و پرت نوشتما.
خودمونیم. چقدر چرت و پرت نوشتما.
۱۳۸۵ دی ۲۳, شنبه
اسم خیابون به نام زنها
هنوز مشغولم با نوشتن این مشق های کلاسی. مثل اینکه خیال تمام شدن ندارن. فکرکنم دیگه دارم کم میارم.
لابلای خوندنام به مطالب جالبی برمیخورم از تاریخ ایران که با خودم میگم: اینجوریا بود و ما نمی دونستیم. یکیش دلیل اسم خیابون جردن تهران بود که گویا به افتخار اسم دکتر ساموئل مارتین جردن بنیانگذار آمریکایی مدرسه البرز گذاشتن که بعد از انقلاب شد آفریقا. اولین مدرسه دخترانه به سبک جدید هم یه خانم مسیونر آمریکایی به نام آنی استاکینگ بویس سال 1906 ساخت. البته اسمش رو روی هیچ کوچه وخیابونی نذاشتن. راستی کسی میتونه اسم خیابونهای که به نام یه زن معروف باشه، اسم ببره؟ زمان شاه مثل اینکه فوزیه یا اشرف پهلوی بوده. بعد از انقلاب داریم؟
لابلای خوندنام به مطالب جالبی برمیخورم از تاریخ ایران که با خودم میگم: اینجوریا بود و ما نمی دونستیم. یکیش دلیل اسم خیابون جردن تهران بود که گویا به افتخار اسم دکتر ساموئل مارتین جردن بنیانگذار آمریکایی مدرسه البرز گذاشتن که بعد از انقلاب شد آفریقا. اولین مدرسه دخترانه به سبک جدید هم یه خانم مسیونر آمریکایی به نام آنی استاکینگ بویس سال 1906 ساخت. البته اسمش رو روی هیچ کوچه وخیابونی نذاشتن. راستی کسی میتونه اسم خیابونهای که به نام یه زن معروف باشه، اسم ببره؟ زمان شاه مثل اینکه فوزیه یا اشرف پهلوی بوده. بعد از انقلاب داریم؟
۱۳۸۵ دی ۲۱, پنجشنبه
۱۳۸۵ دی ۱۸, دوشنبه
مدارس دخترانه
مدارس دخترونه تو تهران و شهرهای دیگه از اوایل قرن بیستم به وجود اومدن و کم کم زیاد شدن. از همون اوایل یکی از مشکلاتشون مخالفت بعضی از مذهبی ها با مدارس دخترانه بود که میگفتن باعث میشه دخترا نجابت و عفتشون رو از دست بدن. از معروفترین مخالفهای مدارس دخترونه شیخ فضل الله نوری بود که از اساس با مدرنیته مخالف بود ( یاد استاد ترم اولمون تو مطالعات زنان دانشگاه تهران می افتم اونم کلی با تجدد مشکل داشت). شیخ فضل الله نوری توی یه نامه ای به نام "اگاهی برادران مسلمان" مروجان مدرنیته رو متهم میکنه که " مصرف مشروبات الکلی رو ترویج میکنن، روسپیگری رو رونق میدن، برای زنها مدرسه میسازن و پولی رو که باید خرج برنامه های مذهبی بشه رو صرف ساختن کارخونه، جاده، راه آهن و برنامه های خارجی [غربی] میکنن" و فتوا میده که " ساختن مدرسه دخترانه به شریعت اسلام منافات داره" یک نفر دیگه هم به نام سید علی شوشتری توس صحن شاه عبدالعظیم یه جزوه ای رو پخش میکنه که کلی هم گویا با استقبال مواجه میشه و به بازار سیاه میرسه که توش نوشته " ننگ بر کشوری که داخلش مدرسه دخترونه ساخته میشه" و تو قزوین تهدید کرده بودند که اگه مدرسه ساخته بشه یه سری از زنها رو می فرستن که مدرسه رو خراب کنه. حالا این حرفها رو بگیرید بیاید جلو تا برسید به 100 سال بعد و شاهد مسائلی مشابه باشید مثل قوانین مربوط اجازه ندادن به زنها برای ورود به ورزشگاه، دوچرخه سواری نکردن دخترها تو خیابون و البته تظاهرات تو خیابون علیه بدحجابی.
(همه گفته ها و موارد تاریخی که اینجا گفتم از کتاب" زنان و فرایند سیاسی در قرن بیستم ایران" از زنده یاد پروین پایدار نقل شده.)
(همه گفته ها و موارد تاریخی که اینجا گفتم از کتاب" زنان و فرایند سیاسی در قرن بیستم ایران" از زنده یاد پروین پایدار نقل شده.)
۱۳۸۵ دی ۱۷, یکشنبه
۱۳۸۵ دی ۱۵, جمعه
فروغ
دوست داشتم الان ایران بودم و به بهانه تولد فروغ هم که شده یه سری به ظهیر الدوله میزدم که فکر کنم با برفی که تهران اومده کلی زیبا شده باشه. حیف که نیستم. امیدوارم اونایی که میتونن برن و جای منم خالی کنن مثل اینکه محلی به نام انجمن ادبی فروغ امروز یه برنامه داره به همین مناسبت توی ظهیرالدوله .به خاطر اینکه از اینجا یه یادی ازش کرده باشم یکی از شعراش رو میذارم:
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر میکردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه میآورند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد
و شکل پیری من بود
و به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز میانباشت - سلامی ، دوباره خواهم دادمیآیم ، میآیم ، میآیم
با گیسویم : ادامهء بوهای زیر خاک
با چشمهام : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار
میآیم ، میآیم ، میآیم
و آستانه پر از عشق میشود
و من در آستانه به آنها که دوست میدارند
و دختری که هنوز آنجا ،
آستانهء پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر میکردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه میآورند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد
و شکل پیری من بود
و به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز میانباشت - سلامی ، دوباره خواهم دادمیآیم ، میآیم ، میآیم
با گیسویم : ادامهء بوهای زیر خاک
با چشمهام : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار
میآیم ، میآیم ، میآیم
و آستانه پر از عشق میشود
و من در آستانه به آنها که دوست میدارند
و دختری که هنوز آنجا ،
آستانهء پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد
اشتراک در:
پستها (Atom)