۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه
بودن یا نبودن مسئله این نیست
بودن در ایران یا نبودن، مسئله این نیست. مسئله این است که بتونی هم خودت و هم دیگران رو توجیه کنی برای تصمیمی که گرفتی و من هیچ اصراری ندارم برای اینکه خودم رو و تصمیمم رو بخوام برای دیگران توضیح بدم و توجیه کنم.
۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه
اندر باب داشتن...
در هنگام نداشتن میبافیم که آه چه خوب است و لذت بخش. دم میزنیم از استقلال نداشتنش و حس آزادی که از این رهایی حس میکنیم. روشنفکریمان میگیرد که همه دنیا را هدایت کنیم که نداشته باشید و وقتی هم ( به دلایل نام نبرده شده( دارا شدیم باز هم میرویم سر منبر که ای مردم نمیدانید چه از دست دادهاید دنیاتان بر فناست. بزرگترین عشق است این، که شما نچشیدهاید. به قول دوستی چنین مردمانی هستیم ما.
۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
انسان موقوفه
امروز خبر «اهدای» زمینهای بهاییان یک روستا به رهبر توسط مسلمانهای اون روستا رو میخوندم. همزمان هم دارم کتاب «انسان مقدس« جورجو آگامبن رو میخونم که میگه انسان مقدس ( شاید هم باید معنی وقف شده ترجمه بشه/ معنای مذهبی مقدس رو کاملا فراموش کنید برای اگامبون این کاملا یک مفهوم سیاسیه که ریشه در روم باستان داره) انسانیه که نه خدایان قبولش میکن به عنوان قربانی و نه بر اساس حقوق انسانی بر روی زمین ازش محافظت میشه. انسانی خارج از دایره حق و مذهب. انسانی بدون سرزمین. کسی که هیچ حقوق مدنی و انسانی براش در نظر گرفته نشده و همه اینها به اسم »دفاع از امنیت عمومی«.
انسانی رانده شده به یک منطقه تاریک که اگر چه توسط حاکم و قوه قهریه قانون ساخته شده ولی درش نه قانونی وجود داره نه حقی.
و فکر کنم همه ما در مراتبی انسان موقوفهایم.
پینوشت: وقف شدن در فرهنگ ما بار مذهبی داره ولی شاید در اصل زمین وقف شده زمینیه که مالک خصوصی نداره و دولت نمیتونه دست روش بذاره مگر به زور یعنی میتونه فلسفهاش این بوده باشه، زمینی خارج از محدوده قانون/ بخوانید حاکمیت.
انسانی رانده شده به یک منطقه تاریک که اگر چه توسط حاکم و قوه قهریه قانون ساخته شده ولی درش نه قانونی وجود داره نه حقی.
و فکر کنم همه ما در مراتبی انسان موقوفهایم.
پینوشت: وقف شدن در فرهنگ ما بار مذهبی داره ولی شاید در اصل زمین وقف شده زمینیه که مالک خصوصی نداره و دولت نمیتونه دست روش بذاره مگر به زور یعنی میتونه فلسفهاش این بوده باشه، زمینی خارج از محدوده قانون/ بخوانید حاکمیت.
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
...
چند نفر از ما به خاطر اینکه در آینده زندگانیمان «بیعرضه» و «حمال» خطاب نشویم مسیرهایی را در زندگیمان طی کردیم که حتی اگر به چشم دیگران قابل ستایش و تشویق بود برای خودمان شادی و رضایت نیاورد؟
چند نفر از ما به خاطر اینکه در آینده زندگانیمان «بیعرضه» و «حمال» خطاب نشویم مسیرهایی را در زندگیمان طی کردیم که حتی اگر به چشم دیگران قابل ستایش و تشویق بود برای خودمان شادی و رضایت نیاورد؟
۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه
بدن من هویت تو
مصادیق زن غربزده از نگاه انقلابیون ۵۷ ( اسلامی و سکولار):
زنی که آرایش غلیظ دارد- دامن کوتاه [مینی ژوپ] یا شلوار تنگ میپوشد- موهایش را بیش از حد کوتاه میکند- در روابطش با مردان خیلی راحت است- بلند میخندد- در مکان عمومی سیگار میکشد.از نگاه اسلامیون بیحجابی کافی بود که زنی مصداق این تعبیر باشد.
(از مقاله مخاطرات مدرنیته و اخلاقیات نوشته افسانه نجم آبادی(
البته خصوصیت مرد غربزده را هنوز برخورد نکرده ام و جایی نخواندهام. اگر مصداق برای مردان لباس غربی بوده یا باشد که آنوقت خود جلال آل احمد و شریعتی میشوند غربزده. (همانطور که خیلی از اساتید فن نوشته اند( معمولا زنان مصداق و سمبل فساد و عصمت و غربزدگی و مسلمانی هستند و این بدن زنان است که هویت یک فرهنگ و یک دین و یک سیاست بر رویش نوشته میشود.
مرتبط:
مطلبی که سه سال پیش برای سایت میدان نوشتم
زنی که آرایش غلیظ دارد- دامن کوتاه [مینی ژوپ] یا شلوار تنگ میپوشد- موهایش را بیش از حد کوتاه میکند- در روابطش با مردان خیلی راحت است- بلند میخندد- در مکان عمومی سیگار میکشد.از نگاه اسلامیون بیحجابی کافی بود که زنی مصداق این تعبیر باشد.
(از مقاله مخاطرات مدرنیته و اخلاقیات نوشته افسانه نجم آبادی(
البته خصوصیت مرد غربزده را هنوز برخورد نکرده ام و جایی نخواندهام. اگر مصداق برای مردان لباس غربی بوده یا باشد که آنوقت خود جلال آل احمد و شریعتی میشوند غربزده. (همانطور که خیلی از اساتید فن نوشته اند( معمولا زنان مصداق و سمبل فساد و عصمت و غربزدگی و مسلمانی هستند و این بدن زنان است که هویت یک فرهنگ و یک دین و یک سیاست بر رویش نوشته میشود.
مرتبط:
مطلبی که سه سال پیش برای سایت میدان نوشتم
اشتراک در:
پستها (Atom)